ادبیات



فرشته بیکار

فرشته بیکار...

روزی مردی خواب عجیبی دید دید که رفته پیش فرشته ها وبه کارهای اونا نگاه می کنه...

 

هنگام ورود دسته بزرگی ازفرشتگان را دید که سخت مشغول کارند وتندتند نامه هایی را که توسط

پیک هااززمین می رسند بازمی کنند وانهاراداخل جعبه هایی می گذارند مرد از فرشته پرسید :شماچه می کنید؟

فرشته در حالی که داشت نامه ای راباز میکرد گفت:اینجابخش دریافت است ومادعاها وتقاضاهای مردم ازخداوندراتحویل می گیریم.

مردکمی جلوتر رفت بازدسته بزرگی ازفرشتگان را دید که کاغذهایی راداخل پاکت می کنند وانهارا توسط پیک هایی به زمین می فرستند/مردپرسید شماچه می کنید؟

یکی از فرشتگان با عجله گفت :این جا بخش ارسال است وما الطافورحمت های خداوندرا برای بندگان به زمین می فرستیم مردکمی جلوتر رفت ویک فرشته را دید که بیکار نشسته /مردباتعجب ازفرشته پرسید شمااینجاچه می کنید وچرابی کارید؟فرشته جواب داد:اینجا بخش تصدیق جواب است مردمی که دعاهایشان مستجاب شده باید جواب بفرستند ولی فقط عده کمی جواب می دهند .

مرد از فرشته پرسید :مردم چه گونه می توانند جواب بفرستند؟فرشته پاسخ داد :بسیار ساده فقط کافی است بگویند:::::

                                خدا یا شکر

۱۳۸٩/۱۱/۸  توسط   |  پيام هاي ديگران ()

 

تشبیه و انواع و ارکان ان

 

تشبیه

یعنی مانند کردن چیزی به چیز دیگر که به جهت داشتن صفت یا صفاتی با هم مشترک باشند .

هر تشبیه دارای چهار رکن یا پایه است :

1- مشبه : کلمه ای که آن را به کلمه ای دیگر تشبیه می کنیم .

2- مشبه به : کلمه ای که کلمه ی دیگر به آن تشبیه می شود .

3- ادات تشبیه : کلمات یا واژه هایی هستند که نشان دهنده ی پیوند شباهت می باشند و عبارتنداز : همچون ، چون ، مثل ، مانند ، به سان ، شبیه ، نظیر ، همانند ، به کردار و .

4- وجه شبه : صفت یا ویژگی مشترک بیت مشبه و مشبه به می باشد . ( دلیل شباهت )

مثال : علی مانند شیر شجاع است .

مشبه ادات مشبه به وجه شبه

نکته : « مشبه » و « مشبه به » طرفین تشبیه نام دارند . که در تمام تشبیهات حضور دارند اما « ادات تشبیه » و « وجه شبه » می توانند در یک تشبیه حذف شوند. که در این صورت تشبیه با داشتن دو رکن « مشبه » و « مشبه به » بر قرار است .

مثال : دل همچو سنگت ، ای دوست به آب چشم سعدی عجـب اسـت اگـر نگـردد که بگردد آسیابی

توضیح : دل به سنگ تشبیه شده است اما وجه شبه « سختی » در این بیت نیامده است .

نکته : در تشبیـه وقتی که « وجـه شبه » و « ادات تشبیه » حـذف شود ، به آن « تشبیه بلیغ » می گویند . ( تشبیه بلیغ زیباترین و رساترین تشبیه است . )

مثال : دلش سنگ است .

مشبه مشبه به

نکته 1 : در تشبیه همیشه وجود وجه شبه در « مشبه به » قویتر و بارز تر است که ما « مشبه » را در داشتن وجه شبه به آن تشبیه می کنیم .

نکته 2 : هر چه ارکان تشبیه کمتر باشد تشبیه ادبی تر است . ( البته داشتن مشبه و مشبه به الزامی است )

نکته 3 : هرگاه در تشبیه بلیغ ، یکی از طرفین تشبیه ( مشبه یا مشبه به ) به دیگری اضافه ( مضاف الیه) شود . به آن « اضافه ی تشبیهی » یا « تشبیه بلیغ اضافی » می گویند . در غیر این صورت ، تشبیه بلیغ اضافی است .

توجه : این نوع تشبیه در کتاب های درسی بیشترین کاربرد را دارد .

مثال : صبح امید که بد معتکف پرده ی غیب گـو بـرون آی که کـار شب تـار آخـر شد

اضافه ی تشبیهی اضافه ی تشبیهی

توضیح : امید به صبح تشبیه شده و غیب به پرده .

ترکیباتی مثل : درخت دوستی ، همای رحمت ، لب لعل ، کیمیای عشق ، خانه ی دنیا ، فرعون تخیل ، نخل ولایت و اضافه ی تشبیهی محسوب می شوند .

توجه : دانش آموزان عزیز ! یاد گیری انواع تشبیه برای رشته های ریاضی و تجربی ( غیر انسانی ) چندان ضرورنی ندارد . اما از آنجایی که دو نوع از تشبیه در کتب درسی شما بیشترین کاربرد را دارد ، لذا اشاره ای مختصر به آن ها می کنیم .

1- تشبیه مفرد : تشبیهی که هر یک از « مشبه » یا « مشبه به » آن ، یک ، چیز است و « وجه شبه» آن از همان یک چیز گرفته می شود . ( شباهت آن ها فقط در یک چیز است )

مثال : دانش اندر دل چراغ روشن است .

مشبه مشبه به وجه شبه

توضیح : در این مثال وجه شبه ( روشنی از یک کلمه چراغ ) استخراج شده است .

یادآوری : تمامی مثالهایی که تاکنون برای شما ذکر کردیم ، از همین نوع تشبیه می باشند .

2- تشبیه مرکب : آن است که هریک از « مشبه » یا « مشبه به » دو یا چند چیز هستند و وجه شبه نیز از دو یا چند چیز گرفته می شود .

مثال : دیـده ی اهـل طمـع به نعمـت دنیـا پـر نشـود همچنـانکه چـاه به شبنـم

مشبه وجه شبه مشبه به

توضیح : « مشبه » ترکیبی از دو چیز است ( دیده ی اهل طمع و نعمت دنیا ) و « مشبه به » نیز دو چیز است ( چاه و شبنم ) به این معنی : همانطور که چاه با شبنم پر نمی شود ، چشم حریصان نیز با نعمت دنیا سیر نمی شود .

نکته : در تشبیه مرکب در حقیقت یک شکل کلی به شکل کلی دیگر همانند می شود .

استعاره

استعاره در لغت به معنی عاریت گرفتن و عاریت خواستن است امّا در اصطلاح استعاره نوعی تشبیه است که درآن یکی از طرفین تشبیه ( مشبه یا مشبه به ) را ذکر و طرف دیگر را اراده کرده باشند .

نکته : اصل استعاره بر تشبیه استوار است و به دلیل اینکه در استعاره فقط یک رکن از تشبیه ذکر می شـود و خواننده را به تلاش ذهنی بیشتری وا می دارد ، لذا استعاره از تشبیه رساتر ، زیباتر و خیال انگیز تر است .

انواع استعاره : با توجه به اینکه در استعاره یکی از طرفین تشبیه ذکر می شود ، آن را بر دو نوع تقسیم کرده اند . 1- استعاره ی مصرحه 2- استعاره ی مکنیه

استعاره ی مصرحه ( آشکار ) : آن است که « مشبه به » ذکر و « مشبه » حذف گردد . ( در واقع مشبه به جانشین مشبه می شود . )

مثال 1 : ای آفتاب خوبان می جوشد اندرونم یک ساعتم بگنجان در سایه ی عنایت

توضیح : « آفتاب خوبان » استعاره برای معشوق است . ( آفتاب خوبان « مشبه به » که ذکر شده و معشوق « مشبه » حذف شده است . )

مثال 2 : صدف وار گوهر شناسان را دهان جز به لؤلؤ نکردند باز

توضیح : « لؤلؤ » استعاره از سخنان با ارزش است . ( لؤلؤ « مشبه به » ذکر شده و سخنان با ارزش « مشبه » که حذف شده است . )

استعاره مکنیه : آن است که « مشبه » به همراه یکی از لوازم و ویژگی « مشبه به » ذکر گردد و خود « مشبه به » حذف شود .

نکته 1 : گاهی لوازم یا ویژگی « مشبه به » در جمله به « مشبه » نسبت داده می شود .

مثال : مرگ چنگال خود را به خون فلانی رنگین کرد .

توضیح : « مرگ » را به « گرگی » تشبیه کرده است که چنگال داشته باشد اما خود « گرگ » را نیاورد و « چنگال » که یکی از لوازم و ویژگی گرگ است به آن ( مرگ ) نسبت داده است .

نکته2 : گاهی لوازم یا ویژگی « مشبه به » در جمله به « مشبه » اضافه مـی شود که در ایـن صـورت « اضافه ی استعاری » است .

مثال 1 : سر نشتر عشق بر رگ روح زدند یک قطره از آن چکید و نامش دل شد

توضیح : « روح » را به بدنی تشبیه کرده که « رگ » داشته باشد و « رگ » را که یکی از ویژگی های « مشبه به »است به « روح » اضافه کرده است .

مثال 2 : مردی صفای صحبت آیینه دیده از روزن شب شوکت دیرینه دیده

اضافه استعاری

توضیح : « شب » را به اطاقی تشبیه کرده که « روزن یا پنجره » داشته باشد و « روزن » را که یکی از ویژگیهای « مشبه به » بود به « شب » اضافه کرده است .

نکته : جمله ای که در آن آرایه استعاره به کار رفته ادبی تر است ، نسبت به جمله ای که دارای آرایه تشبیه است .

نکته : در اضافه ی استعاری « مضاف » در معنی حقیقی خود بکار نمی رود و ما « مضاف الیه » را به چیزی تشبیه می کنیم که دارای جزء یا اندامی است ولی چنین جزء و اندام که « مضاف » است برای « مضاف الیه » یک واقعیت نیست بلکه یک تصور و فرض است .

مثال : دست روزگار ــــــــــ دست برای روزگار یک تصور و فرض است .

روزن شب ـــــــــــــ روزن یا پنجره ای برای شب یک تصور است و وافعیت ندارد .

نکته ی مهم : در استعاره مکنیه چنانچه مشبه به ، انسان باشد ، به آن « تشخیص » گویند .

تشخیص ( آدم نمایی ، انسان انگاری ، شخصیت بخشی )

نسبت دادن حالات و رفتار آدامی به دیگر پدیده های خلقت است . ( دادن شخصیت انسانی به موجوداتی غیر از انسان )

مثال1 : برگ های سبز درخت در وزش نسیم به رقص در می آیند .

توضیح : رقصیدن یکی از حالات و رفتار انسانی است که در این جا به برگهای درخت نسبت داده شده است .

مثال2 : سحر در شاخسار بوستانی چه خوش می گفت مرغ نغمه خوانی

نکته : هر موجودی غیر از انسان در کلام « منادا » قرار گیرد آن کلام دارای تشخیص است .

مثال : ای دیو سپید پای در بند ای گنبد گیتی ای دماوند

نکته : همانطور که اشاره شد استعاره مکنیه ای که ، مشبه به آن « انسان » باشد ، تشخیص خواهد بود چه به صورت ترکیب اضافی باشد یا غیر اضافی .

مثال : ابر می گرید و می خندد از آن گریه چمن .

1 1 2 2

توضیح : در مثال فوق دو تشخیص به کار رفته است ،گریه را به ابر نسبت داده است و خنده را به چمن .

توجه : ترکیباتی نظیر : دست روزگار ، پای اوهام ، دست اجل ، قهقه ی قشنگ ، حیثیت مرگ ، زبان سوسن ، دهن لاله و همگی اضافه ی استعاری مکنیه ( تشخیص ) هستند .

نکته : همه ی تشخیص ها استعاره ی مکنیه می باشند ، اما استعاره مکنیه زمانی تشخیص است که « مشبه به » آن انسان باشد .

مثال 1 : اختر شب در کنار کوهساران ، سر خم می کند .

مثال 2 : دیده ی عقل مست توچرخه ی چرخ پست تو .

مثال 3 : به صحرا شدم عشق باریده بود .

توضیح : در مثال(1) اختر شب به « انسانی » تشبیه شده که سرش را خم می کند اما خود « انسان » مشبه به است ، نیامده است .

در مثال (2) عقل را به انسانی تشبیه کرده و « دیده» که یکی از ویژگی های انسان است به آن اضافه شده اما در مثال (3) عشق را به بارانی تشبیه کرده که ببارد .

تذکر : همان طور که گفته شد چون مثال(1) و (2) « مشبه به» آن ها انسان بوده دارای استعاره مکنیه و تشخیص است اما در مثال (3) « مشبه به » باران است ، لذا فقط استعاره ی مکنیه داریم .

برگرفته از سایت http://adabi.bloghaa.com/page/5/

۱۳۸٩/۱٠/۱٢  توسط   |  پيام هاي ديگران ()

 

استعاره

استعاره و انواع آن

استعاره

-         استعاره مصرحه تشبیهی است که همه ی ارکان آن به جز ……  حذف شده باشد .

-          تشبیه ، ادعای ……… و استعاره ، ادعای ……… است .  ( 5/. )

-         جمله ای بنویسید که در آن « ماه » به صورت « استعاره مصرحه » به کار رفته باشد ؟ ( 5/. )

-         در مصراع مقابل چند استعاره وجود دارد ؟ ( 25/. )   « بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد  »

-          در بیت زیر هر یک از کلمات مشخص شده استعاره از چیست؟در بیت چه نوع استعاره ای به کار رفته است ؟( 75/. )

هزاران نرگس از چرخ جهانگرد          فروشد تا بر آمد یک گل زرد

-         با توجه به بیت زیر به سؤالات پاسخ دهید :

« در این بازار اگر سودی است با درویش خرسند است

خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی »

الف ) کدام کلمه در مفهوم استعاری به کار رفته است ؟

ب ) استعاره از چیست ؟             پ ) چه نوع استعاره ای است ؟

- با توجه به بیت زیر به سوالات پاسخ دهید : ( 75/. )

« گل برگ را زسنبل مشکین نقاب کن

یعنی که رخ بپوش و جهانی خراب کن »

الف ) « گل برگ » استعاره از چیست ؟

ب ) چه نوع استعاره ای است ؟

پ ) یک استعاره ی دیگر در بیت بیابید :

-         در بیت زیر هر یک از کلمات مشخص شده استعاره از چیست؟در بیت زیر چه نوع استعاره ای دیده می شود ؟ ( 75/. )

چو تنها ماند ماه سرو بالا          فشاند از نرگسان ،لؤلوی لالا

-در بیت زیر یک استعاره ی مصرحه پیدا کنید ، آن را به تشبیه تبدیل نمایید و مشبه به آن را نیز مشخص کنید : ( 75/. )

بخت آن نکند با من کان شاخ صنوبر را       بنشینم و بنشانم ، گل بر سرش افشانم

 

استعاره مکنیه و تشخیص

-         استعاره ی به کار رفته در کدام یک از ابیات زیر « بلیغ تر و مؤثرتر » است ؟ چرا ؟  ( 5/. )

الف ) فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید

شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد

ب ) بخت آن نکند با من کان شاخ صنوبر را

بنشینم و بنشانم ، گل بر سرش افشانم

- به چه نوع استعاره ای « تشخیص » گفته می شود ؟  ( 5/. )

- استعاره را در بیت زیر مشخص کنید و نوع آن را بنویسید :  ( 5/. )

« حجاب چهره ی جان می شود غبار تنم           خوشا دمی که چهره بر فکنم  »

-         در بیت زیر یک استعاره ی مکنیه مشخص کنید و بنویسید از نوع اضافی است یا غیر اضافی ؟  ( 5/. )

« فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید

شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد »

-         کدام آرایه از بقیه زیباتر ، بلیغ تر و هنری تراست ؟

الف ) تشبیه ساده   ب ) تشبیه بلیغ      ج ) استعاره مصرحه     د ) استعاره مکنیه

-         در بیت زیر کدام واژه ها در مفهوم « استعاری » به کار رفته است ؟ آن را مشخص کنید و دلیل خود را بنویسید :  ( 1 )

« تو را زکنگره ی عرش می زنند صفیر

ندانم که در این دامگه چه افتاده است »

-          در کدام یک از ابیات زیر آرایه ی « تشخیص » به کار رفته است ؟ آن را مشخص کنید و دلیل خود را بنویسید : ( 1 )

الف ) فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید

شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد

ب ) خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه

کز دست غم خلاص من آنجا مگر شدن

-         بیت های زیر را بخوانید وبه پرسش ها پاسخ دهید :  ( 25/1 )

گرچه من خود ز عدم دلخوش و خندان زادم

عشق آموخت مرا شکل دگر خندیدن

بخت آن نکند با من کان شاخ صنوبر را

بنشینم و بنشانم ، گل بر سرش افشان

الف ) در هر بیت یک استعاره بیابید و نوع آن را مشخص کنید .

ب) کدام یک از استعاره ها تشخیص است ؟

-         در هریک از مثال های زیر استعاره  و نوع آن را معلوم کنید : ( 1 )

الف ) ما آبروی فقر و قناعت را نمی بریم          ب ) چو تنها ماند ماه سرو بالا

-         استعاره را در بیت زیر مشخص کنید و نوع آن را بنویسید : ( 1 )

حجاب چهره ی جان می شود غبار تنم

خوشا دمی که از این چهره پرده برفکنم

تا تو را جای شد ای سرو روان در دل من

هیچ کس می نپسندم که به جای تو بود

-         استعاره مکنیه را در مثال های زیر نشان دهید :

الف ) قضا چون زگردون فروهشت پر       ب) عشق آموخت مرا شکل دگر خندیدن

-         در بیت زیر یک استعاره مکنیه مشخص کنید و بنویسید از نوع اضافی است یا غیر اضافی ؟  ( 5/. )

فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید          شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد

-         در میان مثال های زیر استعاره مصرحه و مکنیه را مشخص کنید :  ( 5/. )

الف ) گاه تنهایی صورتش را به پس پنجره می چسباند .

ب ) لاله ها را با اشک شست و شو دادیم .

-         استعاره را در بیت زیر بیابید و نوع آن را بنویسید :

ای غنچه ی خندان چرا خون در دل ما می کنی

خاری به خود می بندی و ما را ز سر وا می کنی

-         استعاره های به کار رفته در کدام یک از ابیات زیر ، بلطغ تر و موثر تر هستند ؟ چرا ؟ ( 5/. )

الف ) هر کو نکاشت مهر و ز خوبی گلی نچید

در رهـگذار بـاد نگهبـان لالـه بـود

ب ) بـاز امشـب ای ستاره ی تابان نیامـدی

باز ای سپیـده ی شب هجران نیـامـدی

-         در بیت زیر یک تشخیص پیدا کنید و توضیح دهید چرا به آن تشخیص می گویند ؟ ( 75/. )

ای نسیم سحر از من به دلارام بگوی       که کسی جز تو ندانم که بود محرم دوست

-         در بیت زیر یک تشخیص پیدا کنید و توضیح دهید چرا به آن تشخیص می گویند ؟ ( 75/. )

« ای نسیم صبح اگر باز اتفاقی افتدت

آفرین گویی بر آن حضرت که ما را بار نیست  »

 

-         در کدام یک از ابیات زیر ، آرایه ی « تشخیص » وجود دارد ؟ دلیل خود را بنویسید :  ( 75/. )

الف ) ای نسیم سحر ، آرامگه یار کجاست ؟

منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست ؟

ب ) ای غنچه ی خندان ، چرا خون در دل ما می کنی ؟

خاری به خود می بندی و ما را زسر وا می کنی

-در کدام یک از ابیات زیر ، آرایه ی « تشخیص » به کار رفته است ؟ آن را مشخّص کنید : ( 75/. )

الف ) زبـان خـامـه نـدارد سـر بیــان فــراق

و گـرنـه شـرح دهـم بـا تـو داستان فراق

ب ) ای غنچه ی خندان ، چرا خون در دل ما می کنی ؟

خاری به خود می بنـدی و ما را زسر وا می کـنی

-         در بیت زیر کدام کلمه در مفهوم استعاری به کار رفته است ؟ آیا تشخیص است یا خیر ؟ چرا ؟  ( 75/. )

ای بخارا شاد باش و دیر زی          میر زی تو شادمان آید همی

-         چرا در بیت زیر « کنگره ی عرش » یک اضافه ی استعاری است ؟  ( 5/. )

« تو را زکنگره ی عرش می زنند صفیر

ندانم که در این دامگه چه افتاده است »

-         در شعر زیر کدام واژه ها در مفهوم « استعاری » به کار رفته اند ؟ نوع استعاره های موجود را بنویسید : ( 1 )

« آسمان تعطیل است / بادها بی کارند »

-         در بیت زیر استعاره کدام است ؟ چه نوع استعاره ای به کار رفته است ؟ ( 5/. )

خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه        کز دست غم خلاص من آنجا مگر شدن

- در کدام یک از ابیات زیر ، آرایه ی « تشخیص » به کار رفته است ؟ آن را مشخّص کنید و دلیل خود را بنویسید :( 1 )

الف ) فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید

شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد

ب ) خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه

کز دست غم خلاص من آنجا مگر شدن

- استعاره ی به کار رفته در کدام یک از ابیات زیر را مشخص کرده ، نوع هر کدام را بنویسید : ( مصرحه مکنیه )  ( 1 )

الف ) فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید         شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد

ب ) تا را جای شد ای سرو روان در دل من   هیچ کس می نپسندم که به جای تو بود

- در بیت زیر یک تشخیص پیدا کنید و توضیح دهید چرا به آن تشخیص می گویند : ( 75/. )

« ای نسیم صبح اگر باز اتفاقی افتدت

آفرین گویی برآن حضرت که ما را بار نیست »



۱۳۸٩/۱٠/۱٢  توسط   |  پيام هاي ديگران ()

 

تشبیه و ارکان و انواع

تشبیه

 

  تشبیه، از ریشه عربی « شبه» و مصدر متعددی به معنای مانند کردن می باشد.

  در اصطلاح فن بیان و بدیع، مانند کردن چیزی است به چیز دیگر در صفتی در شعر یا متن ادبی.

  در زبان عربی ابتدا شیوه‌های بلاغت به هم آمیخته بود و بعد به سه شاخه جداگانه (معانی، بیان و بدیع) تقسیم شد. در این تقسیم‌بندی تشبیه در شاخه بیان قرار می‌گیرد. در زبان فارسی بیشتر فنون بیان (از جمله تشبیه) و قسمتی از مباحث مربوط به معانی را در بخش بدیع (سخن آرایی) آورده‌اند و به همین علت در زبان فارسی تشبیه از اصطلاحات مشترک فن بیان و بدیع است.

 

ارکان تشبیه: 

  تشبیه دارای چهار رکن یا بنیان است که به مجموع آنها «ارکان تشبیه» گفته می‌شود:

1. مشبه؛

2. مشبه به؛

3. ادات تشبیه؛

4. وجه شبه.

  برخی غایت و هدف از تشبیه را نیز جزو ارکان تشبیه آورده‌اند.

  هدف و خواست سخنور از تشبیه گوناگون است؛ مانند: بیان امکان مشبه، بیان حال او یا میزان شدت و ضعف صفت در آن، ستایش یا نکوهش مشبه، برتری دادن مشبه بر مشبه‌به و نشان دادن اهمیت و مشبه‌به و دلیل دل بستگی و یا نیاز به آن.

 

انواع (گونه‌های) تشبیه:

     گوناگونی تشبیه غالباً بر اساس گوناگونی ارکان تشبیه است:

 

  گوناگونی بر اساس دو طرف تشبیه: ممکن است دو طرف تشبیه (مشبه و مشبه‌به) هر دو حسی باشند یا عقلی، یا یک طرف ‌ حسی باشد و طرف دیگر عقلی و یا به عکس؛ نیز ممکن است دو طرف تشبیه، مرکب یا مفرد باشد.

 

  گوناگونی بر اساس وجه شبه: حسی یا عقلی (غیر حسی) بودن وجه شبه، مفرد یا مرکب بودن آن، ذکر یا عدم ذکر وجه شبه در تشبیه.

 

  گوناگونی براساس ادات تشبیه: به لحاظ آمدن یا نیامدن ادات تشبیه در کلام.

 

  تشبیه وهمی: تشبیهی که مشبه‌به آن وجود خارجی نداشته باشد:

          یکی نیزه تیر برداشت گیو    

                             چو دندان غول  و چو چنگال دیو

                                                                (سنا)

  غول و دیو و دندان و چنگال آنها وجود خارجی ندارد.

 

  تشبیه خیالی: در صورتی که اجزا مشبه به هر کدام به تنهایی وجود خارجی داشته باشند اما صورت نهایی، برآمده از توهم و تخیل گوینده است:

         شبی تیره مانند دریای قیر       

                               نه بهرام پیدا نه کیوان نه تیر

                                                                (فردوسی)

  دریا به تنهایی و قیر به تنهایی در خارج وجود دارند اما، صورت نهایی یعنی دریای قیر وجود خارجی ندارد.

 

  تشبیه مفرد به مفرد: دو طرف تشبیه هر دو مفرد باشد:

         چون پیرهنت گرفته‌ام تنگ بر بر  

                                برنارم همچو دامن از پای تو سر

                                                       (مسعود سعد سلمان)

 

  تشبیه مرکب به مرکب: آن است که دو طرف تشبیه دو چیز یا بیشتر باشد:

          سر از البرز، برزد قرص خورشید

                                چو خون آلوده دزدی ز مکمن

                                                           (منوچهری)

 

  تشبیه مطلق یا صریح: آن است که چیزی را بدون هیچ قید و شرطی به چیزی دیگر تشبیه کنند:

          شبی خوش همچو روزت شادمانی

                                  بهاری همچو ایام جوانی

                                                                   (سنا)

 

  تشبیه مشروط یا مقیّد: آن است که چیزی را به چیزی مانند کنند با شرط و قید:

          به ماه ماندی اگر نیستیش زلف سیاه

                              نه زهره ماندی اگر نیستیش مشکین خال

                                                       (استغنایی نیشابوری)

 

  تشبیه تفصیل: آن است که پس از تشبیه، مشبه را بر مشبه به‌ برتری دهند یا آنکه به جای ادات تشبیه کلماتی به کار ببرند که نشان دهنده برتری مشبه باشد:

          خورشید زیر سایه زلف چو شام اوست

                                 طوبی غلام قد صنوبر خرام اوست

                                                           (سعدی)

 

  تشبیه جمع: یک چیز را به چند چیز تشبیه کنند:

           لب توست یا چشمه کوثر است

                                  عقیق است یا خود نی شکر است

                                                                        (سنایی)

 

  تشبیه تسویه: عکس تشبیه جمع؛ یعنی چند چیز را به یک چیز تشبیه کنند؛ و بهترین تشبیه تسویه را آن دانسته‌اند که گوینده چیزی از خود و چیزی از محبوب را به یک چیز تشبیه کنند:

           مانا عقیق نارد کس از یمن

                                 همرنگ این سرشک من و دو لبان تو

                                                (منصور منطقی رازی)

 

  تشبیه اضمار: گوینده تشبیه را به گونه‌ای بیان کند که ظاهر سخن به تشبیه شباهتی نداشته باشد:

          به روز واقعه تابوت ما ز سرو کنند  

                                   که مرده‌ایم ز داغ بلند بالایی

                                                                 (حافظ)

 

  تشبیه ملفوف: چند مشبه و مشبه به بیاورند؛ بدین ترتیب که اول همه مشبه‌ها و بعد از آن همه مشبه‌ها را ذکر کنند:

          از عارض و روی و زلف داری  

                                 طاووس و بهشت و مار با هم

                                                             (خاقانی)

 

  تشبیه مفروق: مقابل تشبیه ملفوف است یعنی چند مشبه و چند مشبه‌به باشد و هر مشبه‌به پس از مشبه خود بیاید:

          مهر او آب و کین او آتش  

                               خشم او درد و عفو او درمان

                                                      (مسعود سعد سلمان)

 

  تشبیه مجمل: آن است که وجه شبه در تشبیه نیاید:

          بیار آن می‌ که پنداری روان یاقوت نابستی

                              و یا چون بر کشیده تیغ، پیش آفتابستی

                                                         (رودکی یا امیر معزی)

  تشبیه مفصل: وجه شبه در تشبیه بیاید:

         که را رسد که کند عیب دامن پاکت 

                           که همچو قطره که بر برگ گلی چکد پاکی

                                                                                 (حافظ)

 

۱۳۸٩/۱٠/۱٢  توسط   |  پيام هاي ديگران ()

 

فروغ

 

ترا افسون چشمانم ز ره برده ست و می دانم

چرا بیهوده می گویی دل چون اهنی دارم

نمی دانی نمی دانی که من جز چشم افسونگر

در این جام لبانم باده ی مرد افکنی دارم.

چرا بیهوده می کوشی که بگریزی ز اغوشم

از این سوزنده تر هرگز نخواهی یافت اغوشی

نمی ترسی؟که بنویسند نامت را

به سنگ تیره ی گوری شب غمناک خاموشی

بیا دنیا نمی ارزد به این پرهیز و  این دوری

فدای لحظه ای شادی کن این رویای هستی را

لبت را بر لبم بگذار کز این ساغر پر می

چنان مستت کنم تا خود بدانی قدر مستی را

تو را افسون چشمانم ز ره برده ست و می دانم

که سر تا پا به سوز خواهشی  بیمار می سوزی

دروغ است این اگر پس ان دو چشم راز گویت را

چرا هر لحظه بر چشم من دیوانه می دوزی؟


۱۳۸٩/۱٠/٧  توسط   |  پيام هاي ديگران ()

 

فارسی همگان

۱۳۸٩/۱٠/٦  توسط   |  پيام هاي ديگران ()

 

 





 

 

 

فرشته بیکار
تشبیه و انواع و ارکان ان
استعاره
تشبیه و ارکان و انواع
فروغ
فارسی همگان

 

بهمن ۸٩
دی ۸٩

 

 

 

 

RSS 2.0